واژه جو

برزاغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

برزاغ . [ ب ِ ] (ع اِ) برزغ . برزوغ . جوان تمام گوشت . (منتهی الارب ). جوان تمام رسیده . (آنندراج ). و رجوع به برزغ و برزوغ شود.

معنی برزاغ | واژه جو