بر ضد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانواروی، رویاروی، در دشمنی با، در برابرواژه قبلی: بر صحرا نهادنواژه بعدی: بر طاق ابروی کسی می خوردن