واژه جو

بر زبان افتادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بر زبان افتادن . [ب َ زَ اُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از شهرت یافتن اعم از آنکه بخوبی باشد یا بزشتی . (آنندراج ) : ز بس از خلق روپوشی نشانی هست در حسنت فتاده بر زبانها تا قیامت نام دیدارت . علی خراسانی (آنندراج ).

معنی بر زبان افتادن | واژه جو