بر دل سرد کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر دل سرد کردن . [ ب َ دِ س َ ک َ دَ ](مص مرکب ) کنایه از ناخوش و بی مزه گردانیدن . (آنندراج ). بر طبع خوردن . (مجموعه ٔ مترادفات ) : عاق است بمذهب مروت فرزند پدر نکرده خدمت خاص این پدری که بهر ما کرد لذات بهشت بر دلت سرد. واله (آنندراج ).