واژه جو

بدپسر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بدپسر. [ ب َ پ ِ س َ ] (ص مرکب ) پسر ناخلف . پسر نااهل : هر بدپسر که نیک شود روزی آن گه شود که نیک پدر مرده . (از سندبادنامه ص ٧١). ♦ بدپسران خانه کن ؛ ناخلفان و آنانکه خانه ٔ پدر را خشت خشت بکنند و بفروشند. (آنندراج ).

معنی بدپسر | واژه جو