بدنما/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. نَ) (ص مر.)<BR>۱- بدشکل، زشت.<BR>۲- بسیار نازک و تُنُک.<BR>۳- نشان دهندة تمام بدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبدترکیب، بدشکل، بدمنظر، بدنمود، کریهالمنظر ≠ خوشنما، خوشترکیب، خوشمنظرواژه قبلی: بدنسلواژه بعدی: بدنه