واژه جو

بجنو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بجنو. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان ماروسک سر ولایت نیشابور. سکنه ٔ آن ٤٦٣ تن، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی بجنو | واژه جو