واژه جو

بتدریج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بتدریج . [ ب ِ ت َ ] (ق مرکب ) کم کم .متدرجاً. تدریجاً. یواش یواش . پایه پایه . (ناظم الاطباء) : اصحاب سلطان همیشه این مراتب را منظورنداشته اند بلکه بتدریج ... آن درجات یافته اند. (کلیله و دمنه ). ◄ پی در پی . (ناظم الاطباء).

معنی بتدریج | واژه جو