واژه جو

بتاییدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بتاییدن . [ ب ِ دَ ] (مص ) گذاشتن . (از آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (از برهان قاطع). بگذاشتن . رها کردن . صبر کردن . تاب آوردن . هشتن . (یادداشت مؤلف ). ترک کردن . (فرهنگ نظام ) (از ناظم الاطباء) : تکاپوی مردم بسود و زیان بتاو و مدو هر سوئی تازیان . ابوشکور.

معنی بتاییدن | واژه جو