واژه جو

ببرخوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ببرخوی . [ ب َ ] (ص مرکب ) که خوی ببر دارد. تندخوی : روزی صیادان پیلی وحشی گرفتند بادحرکت، آتش سرعت، کوه پیکر، ببرخوی . (سندبادنامه ص ٥٦ و ٥٧).

معنی ببرخوی | واژه جو