واژه جو

باگذشت زمان

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

به موقع، به موقع خود، دروقت مقتضی، سر وقت، درجریان امور، درروال عادی طی، در طول یک‌چند، مدتی، چندوقت هنوز

معنی باگذشت زمان | واژه جو