واژه جو

بامعیار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بامعیار. [ م ِ ] (ص مرکب ) سخته . که معیار دارد. بقاعده . مرتب و منظم . سنجیده : سخن باید که بامعیار باشد که پرگفتن خران را بار باشد. نظامی . و رجوع به معیار شود.

معنی بامعیار | واژه جو