واژه جو

بامبول بازی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بامبول بازی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، حقه بازی کردن . تزویر کردن . رجوع به بامبول و بامبول باز شود.

معنی بامبول بازی کردن | واژه جو