بالندگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالندگی . [ ل َ دَ / دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی بالنده . عمل بالنده . رشد. نمو : ز سرو سهی رفت بالندگی طبیعت درآمد به نالندگی . نظامی .
مترادف و متضاد واژهدان
رشد، ترقی، تعالی فخر، نازش، مباهات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالندگی . [ ل َ دَ / دِ ] (حامص ) حالت و چگونگی بالنده . عمل بالنده . رشد. نمو : ز سرو سهی رفت بالندگی طبیعت درآمد به نالندگی . نظامی .
مترادف و متضاد واژهدان
رشد، ترقی، تعالی فخر، نازش، مباهات