بالا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.)<BR>۱- بالنده، نمو کننده.<BR>۲- زبر، فوق.<BR>۳- بلندی، ارتفاع.<BR>۴- طول، درازا.<BR>۵- پشته، تپه.<BR>۶- قد و قامت. ؛ ~ بالاها پریدن کنایه از: بسیار جاه طلب بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) ۱- بالنده، نمو کننده. ۲- زبر، فوق. ۳- بلندی، ارتفاع. ۴- طول، درازا. ۵- پشته، تپه. ۶- قد و قامت. ؛ ~ بالاها پریدن کنایه از: بسیار جاه طلب بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالا. (اِخ ) نام قصبه ایست در ولایت آنقره و در جنوب غربی آنقره واقع شده است . معادن سنگ مرمر آن ناحیه مشهور است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
بالا. (اِخ ) از قرای مرو است و عجم آنرا کوالا نامند. (مرآت البلدان ج ١ ص ١٦١) (مراصد الاطلاع ).
بالا. (اِ) مأخوذ از سانسکریت، گیاه معطر. (ناظم الاطباء) : هر گل بالا که دهد بوستان بیشتری هست به هندوستان . امیرخسرو (از رشیدی ).
فرهنگ طیفی واژهدان
بهبالا، روبهبالا بالای، روی
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه