واژه جو

باقی فاضل کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باقی فاضل کردن . [ ض ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تفریق کردن در اصطلاح سیاق . (یادداشت بخط مؤلف ). جمع و خرج کردن . منها کردن . موضوع کردن . کسر کردن . تفریق حساب .

معنی باقی فاضل کردن | واژه جو