واژه جو

باقلتمش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باقلتمش . [ ل َ م ِ ] (ترکی، ص ) بنظر درآمده . بدیده درآمده . دیده شده . لفظ ترکی است از باق بمعنی دیده و «لام » علامت مجهول و «مش » علامت مفعول و بجای «ها» که در آخر صیغه ٔ ماضی و مفعول آرند چنانکه در گفته و رفته و گشته . (آنندراج ) (غیاث اللغات ).

معنی باقلتمش | واژه جو