واژه جو

باغ زندان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باغ زندان . [ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شاهرود، که در ٢ هزارگزی خاور شاهرود و راه شوسه در جلگه واقع است . ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و١٧٠٠ تن سکنه و آب آنجا از قنات و (رودخانه ٔ) شاهرود تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و پنبه و انواع میوه و شغل مردمش زراعت و مختصر گله داری است . راه فرعی بشاهرود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی باغ زندان | واژه جو