واژه جو

باغ خونی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باغ خونی . [ غ ِ ] (اِخ ) باغی مشهور در مشهد که دیر زمانی قنسولخانه ٔ دولت اتحاد جماهیر شوروی در آن بود. و در زمان مرحوم کلنل محمدتقی خان، عارف قزوینی در آنجا منزل کرد و مرحوم ایرج در عارفنامه گفت : نمیدانستم ای نامرد... که منزل میکنی در باغ خونی .

معنی باغ خونی | واژه جو