واژه جو

باسعیدان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باسعیدان . [ س َ ] (اِ) این کلمه بهمین صورت در تاریخ بیهقی آمده و در چاپ فیاض آنرا در ضمن اعلام اماکن و قبایل آورده اند و در ص ٢٨٣ در حاشیه مینویسند: کذا در همه ٔ نسخه ها، و اگر صحیح باشد شاید اصطلاح بوده برای غازیان (مطوعه ) : و مردم ماوراء النهرنیز آمدن گرفتند و باسعیدان نیز جمع شوند وغزوی نیکو برود برایشان امسال . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٨٤).

معنی باسعیدان | واژه جو