واژه جو

بازگویی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بازگویی . (حامص مرکب ) سخن گفته بازگفتن . (آنندراج ). تکرار سخن کردن : سخن ار بدوست باشد، ببرم برون ز دنیا دل پر هزار حسرت به امید بازگویی . نظیری نیشابوری (از آنندراج ).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بازگویی | واژه جو