باز ماندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص ل.)<BR>۱- واماندن، پس افتادن.<BR>۲- به جا ماندن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطازکار ماندن، جداماندن، دنبال افتادن، عقب افتادن، عقبماندن، واپس ماندنایستادن، توقف کردن، متوقف شدنخسته شدن، کوفته شدنواژه قبلی: باز شدنواژه بعدی: باز نمودن