باریک بین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِفا.) خرده بین، کنجکاو.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدقیق، روشندل، کنجکاو، موشکاف، نکتهبین، نکتهسنج، هوشیار، باریکاندیشواژه قبلی: باریکواژه بعدی: باریک بینی