باروزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باروزه . [ زَ / زِ ] (اِ) خوراک و قوت هرروزه باشد و ضروری . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مخفف بادروزه . قوت لایموت . (فرهنگ نظام ). نان روزانه . (دِمزن ). ◄ مایحتاج هر روزه را نیز گویند از جامه و زیرجامه و امثال آن . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).جامه ٔ هرروزه . (دِمزن ). مایحتاج هرروزه از خوراک و جامه و غیرهما. (فرهنگ نظام ). رجوع به بادروزه و شعوری ج ١ ورق ١٩١ شود. ◄ نفقه ٔ روزانه . (شعوری ج ١ ورق ١٩١). ◄ جامه ٔ کهنه را نیز گفته اند. (برهان ) (آنندراج ) (دِمزن ) (ناظم الاطباء).