بارز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(رِ) [ ع. ] (ص.) آشکار، هویدا.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، پیدا، روشن، صریح، مشخص، مشهود، واضح ≠ نامعلومبرجسته، چشمگیر، مبرز، ممتازاستثنایی، طراز اول، فوقالعادهواژه قبلی: باردانواژه بعدی: بارزد