واژه جو

باربون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باربون . (اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش شهرستان ارومیه که در هزاروسیصد گزی شمال باختری ارومیه و یک هزارگزی باختر شوسه ٔ ارومیه بسلماس واقع است . منطقه ای است جلگه و معتدل با ١٣٠ تن سکنه . آبش از نازلوچای و محصولش غلات، توتون، چغندر، کشمش، حبوبات و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی اهالی جوراب بافی و راهش ارابه رو می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).

معنی باربون | واژه جو