واژه جو

باربار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باربار. (اِ) متواتر و پی درپی . (آنندراج ). مکرراً. ◄ بسیار بار و چندین بار. (ناظم الاطباء). بارهای بسیار. ◄ ناله کنان و فریادکنان . (ناظم الاطباء).

باربار. (اِخ ) نام پیغمبری . (ناظم الاطباء) (دِمزن ).

معنی باربار | واژه جو