باد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (اِ.)<BR>۱- وزشی که در اثر جابجا شدن هوای گرم و سرد بوجود میآید.<BR>۲- یکی از چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش) نزد قدما.<BR>۳- غرور، خودبینی.<BR>۴- هدر، بیهوده.<BR>۵- ورم، پف کردگی.<BR>۶- هیچ، پوچ.<BR>۷- آه و ناله. ؛ ~به آستین کسی کردن کنایه از: کسی را تحریک کردن، کسی را تشجیع کردن. ؛~به پیمانه پیمودن کنایه از: کار بیهوده انجام دادن. ؛ ~خوردن و کف ریدن کنایه از: گرسنگی کشیدن، هیچ نخوردن.<br>