واژه جو

بادوایه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بادوایه . [ بادْ ی َ / ی ِ ] (اِ) مرغکی چون گنجشک، سیاه و سفید و کوتاه پای که چون بر زمین نشیند دشوار تواند خاست وبدین سبب بیشتر بر درخت و دیوار نشیند : آب و آتش بهم نیامیزد بادوایه ز خاک بگریزد. عنصری . ممکنست این کلمه لهجه ای در بالوایه بمعنی پرستوک باشد.

معنی بادوایه | واژه جو