واژه جو

باجرای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باجرای . [ ج َرْ را ] (ص نسبی ) منسوب به باجرا، قریه ای از قریه های جزیره . (معجم البلدان ). رجوع به باجرا شود.

باجرای . [ ج َرْ را ] (اِخ ) ابوشهاب عبدالقدوس بن عبدالقاهر الباجرای . از سفیان بن عیینة روایت دارد (ابوسعید چنین آورده است ). (معجم البلدان ).

معنی باجرای | واژه جو