واژه جو

باج کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باج کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (در لاریجان و مازندران ) مرتعی را برای چرای احشام اجاره کردن .

معنی باج کردن | واژه جو