واژه جو

بابونه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(نِ) (اِ.) گیاهی خوشبو و پُر برگ با شاخه‌های سبز و باریک و برگ‌های ریز که دارای گل‌های سفیدی است و میان آن‌ها زرد است، در زمین‌های شنی و کنار آبگیرها می‌روید. بابونک، بانونج، هم گفته می‌شود.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بابونه | واژه جو