باب کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مرسوم کردن . مد کردن . روائی دادن .رایج کردن . متداول کردن . تبویب . رجوع به باب شود.
مترادف و متضاد واژهدان
متداول کردن، رایج کردن، رواج دادن (متضاد: منسوخ کردن)
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مرسوم کردن . مد کردن . روائی دادن .رایج کردن . متداول کردن . تبویب . رجوع به باب شود.
مترادف و متضاد واژهدان
متداول کردن، رایج کردن، رواج دادن (متضاد: منسوخ کردن)