باب شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شُ دَ) (مص ل.) مد شدن، معمول شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شُ دَ) (مص ل.) مد شدن، معمول شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باب شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) متداول . معمول . مرسوم . مد شدن . رجوع به باب شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تداول یافتن، رایجشدن، رواج یافتن، متداول شدن، مد شدن، معمولشدن (متضاد: منسوخ شدن، دمده شدن، ازمد افتادن)