با دوام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) محکم، استوار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) محکم، استوار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادوام . [ دَ ] (ص مرکب ) پایدارو استوار و ثابت . (ناظم الاطباء). رجوع به با شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
پایدار، ماندگار، پایا، ماندنی، برقرار آزگار، کشدار پاینده، دائم، ثابت مستدام، متمادی، مستمر، جاودان، ابدی باستانی
واژگان فارسی سره واژهدان
همیشگی، پایدار، استوار
دیرنده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی