واژه جو

ایناض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ایناض . (ع مص )نیم پخته و نیم بریان کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). نیم جوش داشتن گوشت را. نیم پخته کردن گوشت . (از ناظم الاطباء). ◄ رسیدن و پختن خرما. (منتهی الارب ).

معنی ایناض | واژه جو