واژه جو

ایل شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ایل شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مطیعشدن . تسلیم شدن . منقاد گشتن . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی ایل شدن | واژه جو