واژه جو

ایشان

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(ضم.) ضمیر شخصی، منفصل (جمع ذوی العقول). الف - فاعلی: ایشان گفتند، ایشان رفتند. ب - اضافی: کتاب ایشان، خانه ایشان.

معنی ایشان | واژه جو