واژه جو

ایستگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِمر.)<BR>۱- جای ایستادن، <BR>۲- جای ایستادن وسایط نقلیه. ؛~ فضایی ماهواره‌ای بزرگ و مجهز برای گردش بلندمدت در مدار زمین به صورت پایگاهی برای انجام مأموریت‌های اکتشافی، تحقیقات علمی، تعمیر ماهواره و مانند آن. ؛~ صلواتی محل خاصی از جنبة مذهبی که در آن جا مواد خوراکی را با گفتن صلوات بدون پرداخت وجهی دریافت می‌کنند.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ایستگاه | واژه جو