واژه جو

ایراد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

[ ع. ]<BR>۱- (مص م.)وارد ساختن، داخل کردن. <BR>۲- خرده گرفتن، اعتراض کردن.<BR>۳- (اِمص.) خرده گیری. ج. ایرادات. ؛~ بنی اسراییلی خرده گیری به قصد بهانه جویی در مورد کارهای غیرمهم.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ایراد | واژه جو