واژه جو

ایجاذ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ایجاذ. (ع مص ) مضطر کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): اوجذه اﷲ ایجاذاً؛ مضطر کرد خدا او را بسوی کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ به ستم داشتن کسی را بر کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بستم داشتن کسی را بر چیزی . (ناظم الاطباء).

معنی ایجاذ | واژه جو