واژه جو

ایال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ایال . (ع مص ) بازگشتن . (آنندراج ). ◄ سطبر گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ سطبر گرداندن . بدین معنی بصیغه ٔ مجهول بکار رود. (منتهی الارب ). ◄ سیاست راندن . (منتهی الارب ). سیاست کردن . (از آنندراج ). ◄ ایالت . رجوع به این کلمه شود. ◄ (اِ) آوند شراب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی ایال | واژه جو