واژه جو

اژدهای هفت سر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اژدهای هفت سر. [ اَ دَ ی ِ هََ س َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اژدهایی اساطیری که هفت سر دارد : گر اکنون که مار است گردد رها شود تا نه بس هفت سر اژدها. فردوسی . جهان چون یکی هفت سر اژدهاست کسی نیست کز چنگ ونابش رهاست . اسدی . ور بری زی او به رشوت اژدهای هفت سر گوید این فربی یکی یاریست باللّه مار نیست . ناصرخسرو.

معنی اژدهای هفت سر | واژه جو