واژه جو

اورنجن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اورنجن . [ اَ رَ ج َ ] (اِ) میلی باشداز طلا و نقره و امثال آن که زنان بر دست و پای کنند. آنچه در دست کنند دست اورنجن و آنچه در پای کنند پای اورنجن خوانند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی اورنجن | واژه جو