واژه جو

اوخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اوخ . (اِ صوت )آوازی که هنگام درد کشیدن برآرند. ◄ (عامیانه ) در تداول کودکان جراحت . ریش : دستم اوخ شده .

معنی اوخ | واژه جو