واژه جو

اوخکسمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اوخکسمه . [ اُ ک َ م َ ] (ترکی، اِ) تیر بازگشتی زدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بعضی فضلا نام نانی نوشته اند لیکن از اشعاراستادان بمعنی کج و محرف مستفاد میشود : بازپس دیدن اوخکسمه نگاهی دارد که تواند بیک انداز زدن بر سپهی . باقرکاشی . اوخکسمه نگاه به معنی برگشته نگاه است . (آنندراج ).

معنی اوخکسمه | واژه جو