واژه جو

اوجق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اوجق . [ اُ ج َ ] (ترکی، اِ). اوجاق . اوجاغ . اجاق . دیگدان . (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به اجاق و اوجاق شود.

معنی اوجق | واژه جو