واژه جو

اوجابن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اوجابن . [ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان دارای ٢٦٥ تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آنجا غلات، لبنیات، برنج و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و کرباس است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی اوجابن | واژه جو