واژه جو

اهمال ورزیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اهمال ورزیدن . [ اِ وَ دَ] (مص مرکب ) غفلت و تهاون و سستی کردن و فروگذار کردن : یکی میگفت گناه تست که از پاس آن اهمال ورزیدی . (منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص ١٦٣).

معنی اهمال ورزیدن | واژه جو