واژه جو

اهل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

( اَ ) [ ع. ]<BR>۱- (اِ.) خانواده.<BR>۲- مردمی که در یک جا ساکن باشند.<BR>۳- (ص.) شایسته، سزاوار.<BR>۴- نجیب، اصیل.<BR>۵- آن که در جایی زاده شده.<BR>۶- خواستار، وابسته یا معتاد به چیزی.<BR>۷- آن که دارندة خصوصیتی است. ج. اهالی.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی اهل | واژه جو